محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

64

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

راضى شد ، و به ضرر على ( ع ) تمام گرديد گفتند : بايد بگوئى از دين خارج شده‌ام و الا تو را ميكشيم ؟ ! اين تهديد براى اين بود كه : تسليم آنان شده و بنمايندگى ابو موسى راضى شده است . اكنون كه راضى شده است ميخواهند با او مبارزه نموده و او را بكشند و اگر با آنان كنار نيامده بود و بحكميت ابو موسى راضى نشده بود باز با آن حضرت مبارزه مىكردند ! آيا شرم‌آور نيست كه على ( ع ) بعد از آنهمه مبارزه‌هاى طولانى بنفع اسلام ، بگويد من كافر شده‌ام ؟ ! على ( ع ) محور دين و مجسمهء ايمان و نمونهء كامل حق است ولى بگويد من مخالفت حق و ايمان نموده‌ام ! حق على ( ع ) را غصب كردند صبر نمود ! او را بين مبارزه و بيعت مردد گذاشتند به روى آنان نياورد ! در شوراى عمر همرديف نالايقان گرديده ، چشم خود را روى هم گذاشت ؛ و ناديده گرفت ! وقتى در داستان خوارج صبر كرد بفكر جنگ با آن حضرت برآمده ، و با وى پيكار كردند . من گمان نميكنم زندگى هيچ پيغمبر و يا ولى او اينقدر مشكلات و ناگوارىها داشته است . سوگند بخداى بزرگ كه داستان كربلا دردناكتر از داستان نهروان نبود : زيرا حسين ( ع ) با دشمن خود مبارزه مىكرد ، ولى على ( ع ) بايد با كسانى مبارزه كند كه تا ديروز جزء لشكريان آن حضرت بودند ، و پيشانى آنان در اثر سجده سياه شده و روزها روزه گرفته و شبها نماز شب خوانده و قرآن تلاوت ميكنند ، ولى خون على ( ع ) را حلال دانسته و با خدا و رسول او مبارزه ميكنند ! ! جاى ترديد نيست كه علت همه مصيبتهاى على ( ع ) بىاعتنائى قريش نسبت به فرزند طائفه خود بود ، كه دست‌بدست هم داده و در پايمال كردن حقوق او متحد شده و عملا گفتند : بايد با غم و غصه بسازى و يا اينكه از شدت تأسف بميرى ! لذا على ( ع ) همانطوريكه خودش فرموده است : « با تلخيهاى جانكاه صبر نمود و ( بخاطر اينكه اركان حكومت اسلامى را در مسير خود نميديد ) قلبش آتش گرفته و تأسف مىخورد ! »